معرفی سایت
معرفی انواع سایتهای مفید و پرکاربردآرشیو برای طنز
درد و دل دختری با مادرش!!!
دختری با مادرش در رختخواب/درددل می کرد با چشمی پر آب
گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست/زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟/روی دستت باد کردم مادرم!
سن من از بیست وشش افزون شد/دل میان سینه غرق خون شد
هیچ کس مجنون این لیلا نشد/شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته/بوی ترشی خانه را برداشته!
مادرش چون حرف دختش را شنفت/خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
دخترم بخت تو هم وا می شود/غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن/این همه شوهر یکی را تور کن!
گفت دختر مادر محبوب من!/ای رفیق مهربان و خوب من!
گفته ام با دوستانم بارها/من بدم می آید از این کارها!!!!!
در خیابان یا میان کوچه ها/سر به زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی می کنم بر یک پسر/مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر/با سعید و یاسر وایضا صفر
با سه تاشان رفته بودم سینما/بگذریم از مابقی ماجرا!!!!
یک سری هم صحبت صادق شدم/او خرم کرد آخرش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید/قلب من از عشق او خیری ندید
مصطفای حاج علی اصغر شله/یک زمانی عاشق من شد،بله
بعد جعفر یار من عباس بود/البته وسواسی وحساس بود
بعد ازآن وسواسی پر ادعا/شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد او هم عاشق مانی شدم/بعد مانی عاشق هانی شدم
بعدهانی عاشق نادر شدم/بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد میان حرف او/گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!
گرچه من هم در زمان دختری/روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آن که تو را باشد پدر/دل نمی دادم به هرکس اینقدر
خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی/واقعا که پوز مادر را زدی
حضرت حوّا …
آهای تو که از تیپ من دلخوری
حضرت حوّا که نبود چادری !
- شوهرشم تعصبش به جا بود
پدربزرگ خوب انبیا بود –
حضرت حوّا که نماد عشقه
بی همه کَس ، اِند ِ سواد عشقه
برگ درختا رُ که چید با موچین
(دنبال مدّ پیرهنش نباشین !)
لباسشو پشت درختا پوشید
واسه دل خودش یه هفته رقصید
البته اولش همش می خندید
لختکی بود که شوهرش پسندید
کشف اثراتی از یخ یا نمک در مریخ
آیا اثرات سفید روی سطح مریخ نمک یا یخ هستند؟ این سوالی است که طی سه هفته اخیر دانشمندان را آزار داده است تا اینکه کاوشگر Phoenix حفاری بسمت قطب شمال مریخ را آغاز نمود تا بررسی کند که ایا قطب شمال قابل سکنی است یا خیر. کانالهای کم عمق کنده شده بوسیله بازوهای مکانیکی کاوشگر، لکه ها و رگه های عجیب سفید رنگی را که با غبار قرمزمانند و خوشه ای آمویخته شده، ظاهر ساخته است.
فونیکس دو کانال قبلی خود را در آخر هفته بهم متصل نمود بطوریکه در حدود یک پا درازا و 3 اینچ عمق دارد. این کانال جدید در لبه یک الگوی چند ضلعی کنده شد که ممکن است در اثر ذوب شدن فصلی یخهای لایهای زیرین ایجاد شده باشد.
تصاویر جدید نشان داد که نور متصاعد از اشیاء روشن در قسمت بالایی کانال، پیشنهاد می کند که این موضوع در تمام محل تجسس (حفاری) یکنواخت نیست. فونیکس از طریق گرفتن عکسهای جدیدی از این منطقه کلیه تغییرات را در روزهای آینده ثبت خواهد کرد. اگر این رگه ها یخ باشند، دانشمندان انتظار دارند که آنها پس از تماس با نور خورشید بخاطر دمای پایین منظقه مستقیما به بخار تبدیل شوند (مرحله مایع شدن انجام نشود)
“ما فکرمی کنیم که این یخ باشد، اما تا پیش از اینکه شاهد ناپدید شدن آنها باشیم، نمی توانیم این موضوع را تضمین کنیم.” Ray Arvidson از داشگاه واشنگتون
حتی اگر این یخ نباشد، کشف نمک در این سیاره نیز بسیار با اهمیت است زیرا این (نمک) وقتی شکل می گیرد که آب داخل خاک بخار گردد.
منبع: سایت یاهو
دعانویس
یکی خـــــراب ریـــشه یکی خــــراب د یــشه
تـــو این هـــمه خرابی تکلیف مون چی میشه؟
……………………………………………………………….
یکی به جـای دستاش پیــــنه رو پیشـونیشه
بدون کـــــــار وزحمت جیباش پره همـــیشه
……………………………………………………………….
یکی کـــوپن فروشه یکی دعـــــــا نویسه
یکی توکــار گریه س نونش توچشم خیسه
………………………………………………………………
یه عدّه غـرق پول و یـه عدّه آس و پاسن
یـــــه عدّه بی اراده تو کــوچه ها پلاسن
…………………………………………………………….
ریشه مـــــونــو سوزوندن نمی دونیم چی هستیم
کاشکی می شد بفهمیم کی بودیم و کی هستیم
منبع: وبلاگ خلیل جوادی
محکمه الهی
محکمه العی نام شعر بسیار زیبایی از خلیل جوادی است که من متن شعر و دکلمه آن را نیز آورده ام. شاید بیش از 10 بار به این شعر گوش کردم و هر بار بیشتر لذت بردم. برای دانلود دکلمه شعر اینجا کلیک نمایید. من این شعر رو انتخاب کردم ولی اشعار بسیار زیبای وی فراوان اند. برای متن کامل شعر به ادامه مطلب بروید و برای ورود به وبلاگ این شاعر خوش ذوق و خواند دیگر اشعار زیبای آن یا از لینک انتهای این پست استفاده کرده ویا از لینک نوار کناری بهره گیرید.
یه شب که من حسابی خسته بودم
همین جــوری چشامو بستـه بـودم
سیاهی چشــام یه لحظه سُـر خـورد
یــه دفعـه مثل مرده ها خوابم برد
تــو خواب دیدم محشر کــبری شده
محکـمــة الهــــی بــر پــــا شـــده
خـــدا نشستـه مــردم از مــرد و زن
ردیف ردیف مقــابلش واستــــادن
چرتکه گذاشتــه و حساب می کنـه
به بنده هاش عتاب خطاب می کنـه
میگه چـرا این همــه لج می کنیـد
راهتــونو بـی خـودی کج مـی کنیـد
آیــــه فرستـادم کــه آدم بشیـــد
بــا دلخوشـی کنــار هـم جـم بشید
دلای غــم گرفتــه رو شــــاد کنیــد
بـا فکــرتـون دنیــــا رو آبــاد کنیـد
عقــل دادم بـریـــد تــدبـّر کـنیــد
نـه اینکه جای عقلو کــاه پر کنیـد
مــن بهتون چقد مـــاشالاّ گفتــم
نیـــــــافریـده بــاریکــلاّ گفتـــم
من که هـواتونو همیشـه داشتـــم
حتی یه لحظــه گشنه تون نذاشتـم
امــــا شمـا بازی نکــرده باختیـــد
نشـستیـد و خــــدای جعلی ساختیـد
هـر کـدوم از شما خودش خدا شـــد
از مــــا و آیــه های مـا جـدا شــــد
یه جو زمین و این همه شلوغـــی؟
این همه دیــن و مذهب دروغـــی؟
حقیقتـاً شماهـــا خیـلی پستـیـن
خــر نبـاشیـن گـــاوو نمـی پرستین ادامه مطلب »













